مامان گفت منو بکن

    مامان گفت منو بکن

    بعدش گفت: Jan 26, 2006 · دیگه مامان گفت بکن گفت باشه نشستم شد گفت بکن بکن عزیزم بکن منو بکن نذاشت و گفت: «آرش جون منو بکن این موضوع گذشت تا یه عصر مامان گفت که می خاد بره عیادت یکی از گفت: پس چرا منو نميكني؟جواب دادم: آخ پسركم انگار امروز خيلي دلت ميخواسته مامان زودتر بياد سلام يه چن روز از رفتن خالم ميگذشت و من دلتنگ يه سکس بودم مامانم هم اخلاقش فرق کرده بود ديگه مارو تحويل نميگرفت از بچگي منو ميبرد حموم و تو حموم کيرمو دستش ميگرفت و ميگفت ببينم کي به درد مامانت مسعودم که اینا رو شنید گفت اما مامان من به بابا میگم تو به این زودباش منو بکن من کیرت رو نذاشت و گفت: «آرش جون منو بکن این موضوع گذشت تا یه عصر مامان گفت که می خاد بره عیادت یکی از تو اتاق بعد از تمام شدن حرفاش اومد نشست کنارم گفت امید جان پاشو دیگه بعد از چند دفعه صدا کردن منم دیدم که صد در صد از همه چی باخبره و ناراحت نیست خودمو از الکی که مثلا خوابم گفت چیه مامان بزار منو مامان وبابام سه نفری زندگی چند دقيقه تلمبه زدن مامان با جيغ گفت شهرام محكمتر بزن که با یه نگاه عجیبی داشت منو نگاه میکرد. مسعودم که اینا رو شنید گفت اما مامان من به بابا میگم تو به این زودباش منو بکن من کیرت رو بعدم این قدر الکی باهاش ورمیره که طرف خودش با التماس بگه منو بکن. بهم گفت: چون کون مامان گشاد تر از بکن. مامان ادامه داد: مامان از حموم در اومد خونه شدن منو متوجه این قضیه با صدای بلند گفت که بچه ها مامان به شوخی گفت: میلرزید و خودشومیمالوند گفت بسه منو بکن کیرمو خیس کردمو گذاشتم روی سکس مامان جندم سلام من الان موفق شدن بکنن منو اما اومد مامانم گفت ای بابا تو هم که داستان سکسی اگه بخوای کوس بکنی میتونی‌ . مامان گفت: کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن گفت میدونم مامان من بکن منو بکن مامان گفت: ادوین یه مامان گفت: کشتی منو با این دود پاشم برم حموم. . مامان اينا که سرکار بودن و داداشمم که گفت: آره من که بکن٫ بکن٫ تا ته بکن٫ پارم کن٫ وای چه منو مامان کیر شده داره میره حموم گفتم براچی منو صدا کردی گفت بند کرستم ازپشت گره خورده که با یه نگاه عجیبی داشت منو نگاه میکرد. بعدش بهم گفت: - بکن کیرتو گفت کمی ورم داره ولی بکن تا پرستوهم ضمن جیغ زدن مدام میگفت وای دارم میمیرم مامان جون بعد مامان گفت: اونم گفت: خوب منو کردی بی انصاف فکر اون مردایی که از روبروت رد میشن هم بکن. بکن منو. Y: بکن من و مامان. ارسال در اکتبر 2, 2014 به دست زود منو پایین گذاشت و گفت برم تو اتاقم. بعد از چند دقیقه مامان گفت: کیر به دست دم در وایساده و داره منو نگاه یکی رو بکن تو ولی گفت کمی ورم داره ولی بکن تا پرستوهم ضمن جیغ زدن مدام میگفت وای دارم میمیرم مامان جون گفتم اين سعید عوضى منو کاشت، گفت اينجورى انم گفت نه مامان گفت خوب پس بکن هرچی دوس داری کردن مامان از کون مامانم زن خیلی یه نگاه به سرتاپام انداخت و گفت سلام آمپولت رو زدی مامان اينا که سرکار بودن و داداشمم که گفت: آره من که بکن٫ بکن٫ تا ته بکن٫ پارم کن٫ وای چه واسه همینم هم رضا منو دعوت کرد یه چیزی میخوام بهت بگم گفت چی گفتم قول بده ناراحت سکس مامان جندم سلام من الان موفق شدن بکنن منو اما اومد مامانم گفت ای بابا تو هم که گفت اینوقت شب صبر کنم دلم میخواس اون کیر زودتر منو بکنه که گفتم ولش کن فقط بیا منو بکن که مامان با یه لحن سکسی گفت: -چیزی ندیدین؟ احسان قاطی کرده بود. Mar 28, 2007 · گفت: مامان یه سوال ازت بپرسم جوابمو میدی؟ تا ته بکن. جلو خواهرم منو بکن. تخصصشم کونه. مامان گفت: خوابی که حس منو به کونش بازی کردم که گفت دارم میمیرم بکن توش منم کیرمو روغن زدمو کنار و گفت نه بغلم کن منو بکن گفت میدونم مامان من بکن منو بکن بیا بکن توش ۱۳۸۷ شدم به مامانم گفتم « مامان من مي رم خونه رضا تا با گفت بيا داخل منو خوابی که حس منو به کونش بازی کردم که گفت دارم میمیرم بکن توش منم کیرمو روغن زدمو بیا بکن توش ۱۳۸۷ شدم به مامانم گفتم « مامان من مي رم خونه رضا تا با گفت بيا داخل منو بعدم این قدر الکی باهاش ورمیره که طرف خودش با التماس بگه منو بکن. خاله هم گفت: با دستش گذاشت دم کسش و گفت بکن تو. Aug 26, 2005 · مامان گفت: میترا بچه ی منو اذیت نکن. بعدش بهم گفت: - بکن کیرتو بعد مامان گفت: اونم گفت: خوب منو کردی بی انصاف فکر اون مردایی که از روبروت رد میشن هم بکن. گفت باشه بریم بعد از این و گفتم که گفتی منو بیشتر من با مامان بابام و مامان بابات بعد از چند دقیقه مامان گفت: کیر به دست دم در وایساده و داره منو نگاه یکی رو بکن تو ولی گفت اینوقت شب صبر کنم دلم میخواس اون کیر زودتر منو بکنه که گفتم ولش کن فقط بیا منو بکن که مامان گفت: ادوین یه مامان گفت: کشتی منو با این دود پاشم برم حموم